محمد قنبرى

100

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

معتقدند كه مؤلفان اين كتاب‌ها با شيوه‌هاى خاص خود و متفاوت با شيوه متأخران در ارزيابى صحت و يا ضعف احاديث ، تنها به نقل احاديث صحيح و « قطعى الصدور » در كتاب‌هاى خود مبادرت كرده‌اند . « 1 » فى المثل ميرزا حسين نورى ( درگذشته 1320 ق ) وثوق به كتاب كافى را چندان دانسته كه از ديدگاه او نيازى به بررسى اسناد روايات آن وجود ندارد ، بلكه وى معتقد است كه مىتوان بنابر شيوهء محدثان كهن در زمينه ملاك‌هاى « تصحيحِ » اخبار ، اطمينان لازم را نسبت به ثبوت و صحت روايات كافى به دست آورد . « 2 » بنابراين اخباريان شيعه اعتبار بسيار بيشترى براى كتاب الكافى قائل بوده‌اند . اين در حالى است كه با توجه به اين‌كه از نقطه نظر رجالى ، تعداد زيادى از اسناد كتاب الكافى و همچون ساير كتاب‌هاى حديثى دچار مشكلاتى از نقطه نظر دانش رجال و دراية الحديث است و شمارى از راويان احاديث الكافى ضعيف و غير قابل اعتماد توصيف شده و يا دست كم توثيق نشده‌اند ، عموماً محدثان و به ويژه اخباريان به پاره‌اى از استحسانات استنباط شده بر اساس نقطه نظرهاى رجالى محدثان و رجاليان كهن براى تصحيح و يا رفع ضعف احاديث اين كتاب‌ها و از جمله كتاب الكافى استناد كرده و كوشيده‌اند نشان دهند با وجود تضعيف پاره‌اى از راويان احاديث اين كتاب‌ها و يا وجود مشكلاتى مانند عدم اتصال سند و ارسال حديث ( به اصطلاح احاديث مرسل ) و مشكلاتى از اين دست ، ولى مؤلفان كتاب‌هاى حديثى

--> ( 1 ) . نك : حر عاملى ، وسائل الشيعة ، ج 20 ، ص 64 ، فائده 6 . ( 2 ) . نك : نورى ، مستدرك الوسائل ، ج 3 ، ص 532 .